صلوات خاصه امام رضا(ع)

اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی  و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ.

خدایا  رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا(ع) امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم، چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.


مخفی کردن فایلها و فولدرهای خود،این بار بدون نیاز به نرم افزار

شاید شما نیز کامپیوتری در اختیار دارید که به صورت عمومی از آن استفاده می شود ، مثل کامپیوترهایی که در یک اداره یا کامپیوتری که به یک شبکه متصل است و یا یک کامپیوتر در خانه در اختیار دارید که همگی اهل خانواده از آن استفاده می کنند .

در چنین شرایطی احتمالا برای شما نیز پیش آمده که قصد داشته باشید ، تا فایل یا فولدر به خصوصی را از دید دیگران مخفی سازید .حال چه می کنید ؟

استفاده از قابلیت مخفی کردن فایلها در ویندوز نیز در چنین مواقعی کار ساز نیست … چون تقریبا همه افراد یاد گرفته اند که چگونه فایلهای مخفی ویندوز را به نمایش در آورند !

پس چه باید کرد ؟ از یک نرم افزار جداگانه برای این کار استفاده کرد ؟

دست نگه دارید ، ما پیشنهاد دیگری داریم ….

با استفاده از این ترفند فایلها و فولدرهای خود را بدون نیاز به هیچ گونه نرم افزاری مخفی کنید ، پس از انجام این ترفند خواهید دید که حتی اگر قابلیت نمایش فایلهای مخفی ویندوز را نیز فعال کنید ، فایل یا فولدر شما نمایش داده نخواهد شد !

برای انجام این ترفند می بایست از سیستم عامل داس کمک بگیرید .

فرض کنید قصد داریم یک فولدر را که با نام Karim در درایو F شما قرار گرفته است را مخفی کنیم .

ابتدا از طریق منوی Start وارد Run شوید (یا کلیدهای ترکیبی : کلید پنجره ویندوز+R) را بزنید …

حال در کادر مربوطه کافیست عبارت زیر را عینا تایپ نمایید و کلید Enter را بزنید

attrib +h +s F:/Karim

دقت داشته باشید بین attrib و h+ و s+ فاصله خالی وجود دارد
حال اگر به درایو F خود بروید شاخه Karim را نخواهید یافت ! ضمن آنکه حتی اگر گزینه نمایش فایلهای مخفی ویندوز را نیز از منوی Folder Option فعال کنید باز هم قادر نیستید فولدر شاهوار را مشاهده کنید !

حال اگر قصد داشته باشید تا تنها یک فایل به خصوص را مخفی کنید کافی است پسوند فایل را نیز درج کنید .

مثلا فرض کنید تا قصد داریم تا یک فایل فلش را که با نام shahvar در درایو D و در شاخه Ali وجود دارد را مخفی سازیم . فقط کافی است عبارت زیر را در کادر Run تایپ نمایید :

attrib +h +s D:/Ali/Karim .swf

به همین راحتی ! به همین خوشمزگی !

حال اگر بخواهید مجددا فایل یا فولدر خود را از حالت مخفی خارج سازید می بایست عبارت های فوق را در کادر Run وارد کنید ولی اینبار به جای علامت + علامت منفی را به کار ببرید .

به طور مثال اگر بخواهید فولدر Karim را که در مثال اول مخفی کرده بودیم را مجددا به حالت اولیه بازگردانیم کافی است عبارت زیر را در کادر Run وارد کنید …

attrib -h -s F:/Karim

دقت داشته باشید هنگامی که فایل یا فولدری را توسط این روش مخفی می سازید می توانید از طریق نوار آدرس نیز به آن دسترسی پیدا کنید ولی فایل خاصیت مخفی بودن خود را از دست نخواهد داد . به طور مثال برای فقط مشاهده فولدر Karim که در مثال اول مخفی ساخته بودیم ، کافی است به درایو F خود رفته و در نوار آدرس موجود در بالای پنجره تایپ کنید F:\Karim \ و کلید Enter را بزنید .
ضمنا هنگامی که توسط این روش فایل خود را مخفی می سازید ، در هنگام Search توسط ویندوز نیز یافت نمی شوند !

ادامه نوشته

آموزش دستبند چرمی

آموزش ساخت دستبند چرمی
این پست به آموزش ساخت یک دستبند زیبا اختصاص دارد. اگر به دستبند و روش های ساخت آن علاقه دارید، ادامه مطلب را ببینید.
آن چه نیاز دارید:
چرم
مروارید
سوزن و نخ
چسب پارچه ای
روش کار:
۱- سه الگو در تصویر زیر مشاهده می کنید. به یک عدد از الگوی B و C و به تعداد لازم الگوی A نیاز دارید.
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی
۲- در قسمت مرکز شکل A، سوراخ کوچکی ایجاد کنید.
آموزش ساخت دستبند چرمی
۳- شکل B و C (شکل هایی که در تصویر زیر می بینید) را به صورتی که از قسمت حفره دار بر هم منطبق باشند، به یکدیگر متصل کنید.
آموزش ساخت دستبند چرمی
۴- شکل A را از حفره ی ایجاد شده در مرحله ی قبل عبور دهید و در صورت نیاز چسب بزنید.
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی
۵- مرحله ی ۴ را تکرار کنید تا دستبند به اندازه دلخواه برسد.
آموزش ساخت دستبند چرمی
۶- مرواریدها را با استفاده از سوزن و نخ به دستبند متصل کنید. تصاویر زیر را ببینید.
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی
۷- چسب پارچه ای را مانند تصویر زیر به دستبند بدوزید یا چسب بزنید.
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی
آموزش ساخت دستبند چرمی

داستان غمگین

داستان غمگین

بادها رفتندو ما هم میرویم از یادها.......



شهریور ١٣٨١ بود که با یه دختر آشنا شدم . از راه تلفن . آخه اونقدر مغرور بودم که هیچ وقت غرور مردونم بهم اجازه نمی داد که از راه متلک بار کردن دخترا توی خیابون برای خودم دوست پیدا کنم . هر چند که به خاطر این غرور ٣ سال توی غم عشق دختر همسایمون سوختم و با اینکه می دونستم اونم منو می خوادولی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم که برم باهش حرف بزنم . از آخر هم پرید و رفت روی بوم یه نفر دیگه نشست . شاید اسم این غرور دیونگی باشه . اما این من بودم . من …

بالاخره بعد از چند سال از آخر ٢١ شهریور با یه دختر مظلوم و معصوم و قد کوتاه آشنا شدم . اونقدر دوستش داشتم که وقتی براش خواستگار اومده بود و من اول بخاطر مشکلات مالی و خانوادگی می دونستم نمی تونم فعلا بگیرمش جواب رد بهش دادم نتونستم دوریش رو تحمل کنم یک ماه مونده به عقدش بهش گفتم که می خوامش . اما ای کاش می فهمیدم که جواب مثبتی که بهم داد از ته دل نبود بلکه از روی احساسات مقطعیش بود . احساسی که نیمی از اون در گرو اون یکی رقیب بود . رقیبی که بعد از بهم خوردن قرارشون افسردگی گرفت . اما چه میشه کرد ؟ منم این وسط عاشق بودم و تقصیری نداشتم .

ماهها با هم خاطرات گوناگونی داشتیم . خاطرات خوب و شیرین . خنده و دعوا . قهر و آشتی . منت کشی نوبتی و …

قرار ملاقات ساعت هفت و نیم صبح . از قدم زدن توی آفتاب گرم تابستوت تا قدو زدن توی برف و سوز و سرما و بعد هم باز گرما .


به یاد می یارم اون زمانیکه به علت بیماری قلبیش توی بیمارستان بود و من در شهر دیگه غمگین و نگران . انگار که واقعا قلب من درد می کرد . به یاد می یارم که بعد از چند وقت که ازش خبر نداشتم وقتی باهش صحبت می کردم ازروی ضعف و ناتوانی نفسش به شماره افتاده بود و باز هم به یاد می یارم زمانیکه روز اولی که دیدمش از شدت معصومیت صداش می لرزید . آخه اون مقام چهارم قرائت قرآن رو توی کل کشور در مقطع سنی دبیرستان رو به یدک می کشید . اما مگه میشه که همچین آدمی همچون آدمی بشه . چی شد که اون شد ؟ زمانیکه من برای تحصیل توی شهرستان بودم به اون چه گذشت که معصومیتش رو باد به باد تبدیل کرد ؟


٣۶۴ روز از آشناییمون گذشت که یک روز با هم قرار کوتاهی رو گذاشتیم . آخه اون اونروز از کتابخانه حرم مشهد می یومد و من هم تازه ٢۴ ساعت نبود که از شهرستان اومده بودم . چقدر اون روز هوا گرم بود . از همون اول که دیدمش احساس کردم که حالش دگرگون شده . صورتش قرمز بود . بعد از مدت کوتاهی توی کوچه پس کوچه ها بودیم که باز قلبش گرفت . انگار که قلب من گرفت . اون نمی تونست راه بره . ما خیلی از حرم دور شده بودیم . بهش گفتم بذار ببرمت خونتون . اما گفت که وسایلام توی کتابخانه هست و اگه این طور برم خونه بهم شک می کنند . به ناچار و به سختی بردمش کتابخانه . یکی از دوستاش گفت که شما ببریدش برون تا هوا بخوره . چقدر اون روز گرم بود نمی تونستم تنهاش بذارم . گفتم ببرمش توی خود حرم تا یه جایی خنک گیر بیاریم بشینیم تا حالش خوب بشه . همین طور که توی حرم نشسته بودیم و داشتیم برای زندگی آیندمون نقشه می ریختم و از راه و روش عشق و زندگی براش می گفتم یه وقت نگاش کرد و دیدم اشک توی چشمای درشتش حلقه زده و داره منو نگاه می کنه .
بالاخره اون چیزی ک نباید میشد شد و تند باد زندگی اونو از من گرفت . اون توی این تند باد خیلی زود تسلیم شد و خودش رو باخت . اما من هنوزم با اینکه پشتم از غه این تند باد خم شده و بعضی از موهام سفید اما هنوزم مثل کوه دارم مقاومت می کنم .

چند تا از خادم ها به ما شک کردن و مارو تحویل نگهبانی حرم دادند . خیلی نامرد بودن . خیلی . تا دنیا دنیاست نفرین هاشم از اونا بر نمی گرده . نگهبانی حرم رو چند تا از مامورای نیروی حق کش انتظامی تشکیل داده بودند . وقتی که داشتیم به سمت نگهبانی می رفتیم من آروم به یکی از اون خادما گفتم الان که داریم با هم می ریم با من هر کاری خواستید بکنید مسئله ای نیست ولی به این دختر کاری نداشته باشید آخه اون ناراحتی قلبی داره . می دونید اون خادم چی گفت ؟ الان که می خوام بگم جگرم داره می سوزه . گفت که به ما چه ؟ مرد م که مرد . کی به ما کار داره ؟

وقتی رفتیم توی نگهبانی اونجا چند تا درجه دار و یه لباس شخصی بود . اون لباس شخصی در حال بازجویی از یه نفر دیگه بود . بی چاره اون آدم . معلوم نبود چی کار کرده بود که همچین زده بودنش که مرد به اون بزرگی داشت گریه می کرد و التماس می کرد . هر چی بود که زوار بود و غریب . بنازم به این زوار پرستی . اینه اون زوار دوستی مشهدی ها . اینه اون همه توصیه در مورد خوش رفتاری با زوار امام رضا …

وقتی اون لباس شخصی موضوع رو فهمید من و اون و از هم جدا کرد . اونو فرستادند توی یه اتاق دیگه . یه مامور هم رفتش توی اون اتاق . نفهمیدم باهش چی کار کردند که به ٢ دقیقه نرسید که صدای گریش بلند شد . به من که جز خدا از هیچ کس نمی ترسم و مثل کوه جلوی اونا ایستاده بودم گفتند که برم توی بازداشتگاه .

اینجاش خیلی جالبه . میگن بابای امام رضا توی یکی از زندانهای تاریک بنی عباس به شهادت رسید . اما آیا خود امام رضا می دونه که توی یکی از گوشه های صحنش یه زندان ساختند که سلول سلول هست و هر سلولش اونقدر کوچیک که نمی تونی پات رو توش دراز کنی . اونقدر تارک . اونقدر بد بو که لکه های خون روی موزاییکاش خشک شده .

من رو فرستادند توی یکی از اون سلول ها . توی این مدت زنگ زدند به باباش . باباش اومد و منو از زندان اوردن بیرون . از من پرسیدند حالا چه نسبتی با هم داری ؟ همون جواب قبلی نامزدیم . باباش ناراحت شد و اون لباس شخصی اولین سیلی رو زد . باباش می خواست به طرف من حمله ور بشه اما اونا جلوش رو گرفتند . می دونید چرا ؟ چون می خواستند خودشون با کتک زدن من حال کنند .

منو دوباره فرستادند توی سلول . جایی که هیچ شاهدی نباشه جز خدا . فکر کنم اونجا امام رضا هم نبود . شاید هم بود و به اونا القا می کرد که منو چهار ساعت مثل یه سگ بزنند . مثل یه سگ . بعد از دقایقی از اومدن باباش با یه تعهد ساده دختر و پدر رو فرستادند رفت . اما منو مثل یه سگ می زدند . به خدا دروغ یست اینو که بگم که چنان سیلی هایی رو به من می زدند که گویی توی اون زندان تاریک فلاش دوربین رو توی چشمام می زدند . موهام رو می کشیدند . کمر بندم رو باز کردند و با همون کمر بند منو می زدند . تازه یه نیروی کمکی هم اوردند . یه سرباز اوردند که با پوتینش بزنه توی کمرم . اما توی این چهار ساعت هرگز سرتسلیم در مقابل اونا پایین نیووردم . چون خودم رو بی گناه می دونستم . مگه گناه من جز عشق پاکم چیزه دیگه ای بود . تقصیر من چی بود که اون روز قلبش درد گرفت و من مریض به حرم اوردم . همه مریض میارن حرم تا شفا پیدا کنه نه اینکه بزننش .

هنوز هم یزیدیان هستند . اونجایی که من آی بخوام و اونا با کتک منو سیراب کنند . پس کی برای مصیبت من گریه کنه .

بعد از اون همه کتک با انگشت نگاری آزادم کردند . مثل اینکه من دزدی کردم . شاید هم تروریست باشم .

با بدنی خسته به خونه رفتم و موضوع رو برای خانواده تعریف کردم و به اونا گفتم که حالا که همه چی لو رفته بریم خواستگاری تا همه چیز آبرومندانه تموم بشه . اما پدر مغرور من به این وصلت به خاطر همون مسائل سنتی ( برادر بزرگ اول داماد بشه – سربازی رو تموم کن – درست رو تموم کن – شغل گیر بیار و هزارتا چیز آشغال دیگه ) رضایت نداد .

می دونستم که حالا اون تحت کنترل هست . از طریق دوستاش ازش خبر می گرفتم . دوستش یه بار از خونه اونا زنگ زد و گفت آزاده میگه دیگه حاضر به ادامه این رابطه نیست . اما من باور نمی کردم . فکر می کردم به خاطر فشار خانواده مجبور به گفتن این مطلب هست . اصلا از کجا معلوم که اون این حرف رو زده باشه ؟ بیست روزی گذشت و برای اولین بار بعد از این مدت زنگ زدم خونشون . خودش گوشی رو برداشت ولی تا صدای منو شنید فورا قطع کرد . با خودم گفتم حتما موقعیت نداره . از اون به بعد هفته ای یکبار زنگ می زدم خونش و تا صدام رو می شنید قطع می کرد و من هنوز با همون خیال خام . بعد از مدتی وقتی زنگ می زدم خونش تا گوشی رو بر می داشت بلافاصله می گفتم یه زنگ به من بزن و اون قطع می کرد . از آخر اواسط تابستون که من زندگی رو مثل یک مرده متحرک می گذروندم و شب رو به روز و روز و به شب با غم و غصه جدانشدنی به هم می دوختم یه روز زنگ زد . بهش گفتم که دلم برات تنگ شده و هزار تا چیز دیگه . اما این آزاده دیگه اون آزاده نبود . گفت دیگه حاضر نیست رابطه ای حتی از طریق واسطه با من داشته باشه . باز هم من در خیال اینکه تحت فشار خانواده است باور نمی کردم . کلا سه ماه کارم ریختن اشک و آه و ماتم و فکرو تنهایی بود و هفته ای یکبارهم زنگ زدن به او و قطع کردن تلفن از سوی او … آه چقد روز های سختی بود

بعد از گذشت سه و یا چهار ماه با همین منوال از آخر در اوایل پاییز تونستم با توسل به سماجت های چند ماهم با اون دوباره رابطه تلفنی برقرار کنم . چون ترم آخر دانشگام بود نمی تونستم زیاد بیام مشهد و از شهرستان ساعت ها با او صحبت می کردم تا او را به سمت خودم دوباره علاقمند کنم . اما انگار واقعا من برای او مرده بودم . مثل یه سنگ شده بود . خشک و سد و بی روح . اونقدر که بعضی وقتها عصبی میشدم و انگار که او همینو می خواست سریع قهر می کرد و من باید یک هفته منت کشی می کردم و او گوشی رو قطع کنه تا باز دوباره با من حرف بزنه . اما باز هم خشک و سرد و بی روح . تویاین مدتی که به همین منوال می گذشت خیلی وقت ها بود که زنگ می زدم خونشون و خط اونا ساعت ها مشغول بود و باتوجه به شناختی که از او داشتم می دونستم که با دوستاش طولانی صحبت نمی کرد . پس چرا گوشی مشغول بود ؟ یه چیزایی به ذهنم می رسید . انگار داشت بوی خیانت به مشام می رسید . اما نمی خواستم قبول کنم . اخه باورم نمی شد . نمی خواستم باور کنم . توی اون مدت بعد از اون دوران چند ماهه هجران جفایی که به من می کرد بیشتر زجرم می داد . من پشت گوشی حتی التماس و گریه کردم اما اون … آه … اون به گریه های من می خندید .

می گفتم آزاده با من این کار رو نکن . من به خاطر قلب تو۴ ساعت زیر دست و پا کتک خوردم . می دونید چی می گفت ؟ می گفت تو بخاطر بلبل زبونی های خودت کتک خوردی . تازه اولش هم باور نمی کرد .

بهش گفتم حرف دلت رو بزن ببینم قضیه چیه ؟ گفت که از اول مهر با همون خواستگار اولیه رابطه پنهانی بر قرار کردن وبا این حرفش دل منو آتیش زد .

بهش گفتم آزاده تو قدر منو وقتی می فهمی که دیگه من نیستم . اون وقت برای بازگشت تو خیلی دیر شده . بهش گفتم نذار نفرینت کنم که نفرین عشق زندگیت رو آتیش میده . ولی اون می خندید و از آخر هم بعد ز چند بار قهر اون و من کشی های من یکبار برای همیشه این منت کشی طول کشید و دیگه جواب تلفن هام رو نداد تا اینکه منو از خودش نا امید و رنجور و دلشکسته کرد . اون برای همیشه رفت و منو با دنیایی از غم و اندوه تنها گذاشت .

وفا کردم و جز جفا ندیدم —– از دست اون من چه ها کشیدم

از آخر آه آتشین من از سینه برخاست و بدرقه این جدایی گشت . نمی دونم این نفرین با اون چه کرد که بعد از چند ماه به من زنگ زد و گفت از کرده اش پشیمونه و داره چوبش رو می خوره . ولی افسوس که مطابق مرام من وقتی مهر کسی به سختی از خونه دل من بره بیرون جاش جز نفرت و کینه چیز دیگه ای نمیشینه . در نتیجه من هم با اون همون کاری رو کردم که اون با من کرد . تلفن هاش رو قطع می کردم واز صفحه زندگیم برای همیشه خطش زدم . اما ظلم و ستمی که توی این جریان به من روا داشته شد هنوزم که هنوزه منو می سوزونه و من با خاطرات کهنه اون آزاده می سوزم و می سازم . بطوریکه برای تسکین دردهایم دیگه به سراغ دلم نمیرم . دلم رو یه جایی از خاطراتم دفن کردم .

اما توی این مصیبت مصیبتی که از همه بیشتر منو سوزوند کتک خوردن توی حرم امام رضا بود . این مصیبت رو دیگه با دفن دلم هم نمی تونم از یاد ببرم و هر از چند گاهی دل منو تا آخر می سوزونه و خاکستر می کنه .

آخه من بیگناه کتک خوردم . آخه داد منو امام رضا نستاند . منی که هرشب شهادت امام رضا از بچه گیم شله زرد بین اهالی تقسیم می کردم . منی که به یاد پهلوی شکسته مادرش خون گریه می کنم . به خاطر پهلوی شکسته مادرم . آخه منم سیدم . یه سید مثل جدم خونین جگر .

شنیده بودم که یه روز یه جونی داشته توی حرم امام رضا چشم چرونی میکرده یه نفر اون جون رو سیلی میزنه و شب از شدت دست درد به خودش می غلطیده تا اینکه می فهمه به خاطر چی بوده و از اون جون حلالیت می طلبه و دستش خوب میشه .

یه جای دیگه شنیدم که در زمان های قدیم یه مستی همیشه میومده توی حرم و برای زوارها مزاحمت درست می کرده و مردم از این بابت خیلی شکایت پیش صاحب اونجا می بردند تا اینکه یه دفعه که اون آدم مست می یاد توی حرم یه صاعقه بهش می خوره و می میره . شب یه نفر خواب امام رضا رو می بینه که داشته از اما بابت مجازات اون مرد تشکر میکرده . امام رضا به اون مرد میگه اگه به من بود اگه هزار بار دیگه هم می یومد توی حرم باهش کاری نداشتم ولی اون روز که بهش صاعقه خورد حضرت عباس اومده بود زیارتم و با مشاهده این بی احترای طاقت نیاورد و اون آدم رو مجازات کرد .

حالا من می خوام بپرسم که آیا من گناهم خیلی بیشتر از اون آدم مست بوده که داد من ستانده نشد و اون آدما به مجازات خودشون نرسیدن ؟ من براش یه جواب دو حالته دارم . یکی اینکه همه این روایات دروغ هست و این دنیا حسابی نداره اما اگه این حالت اشتباهه پس حتما حالت دوم درسته که من لیاقت ندارم . خب پس منی که لیاقت ندارم داد من ستانده بشه . پس منی که از اون آدما کثیف تر هستم . پس حتما خود امام رضا راضی بوده که من این طور کتک بخورم . پس من از اون دستگاه نور رانده شدم و حق بردن بدن ناپاک خودم رو به اونجا ندارم . برای همین از اون روز که اون اتفاق توی حرم برام افتاد دیگه به حرم نرفتم و تا خودش اونایی که منو این جور زدند رو مجازات نکنه و خودش به من اجازه ورود نده دیگه به حرم نرفتم و نمیرم.

ایجاد یک بازتاب سه بعدی در فتوشاپ

ایجاد یک بازتاب سه بعدی در فتوشاپ

Image-1-in-Document1

امروز می خواهم یک آموزش ساده از یک روش انعکاس در یک تصویر به صورت سه بعدی رو  آموزش بدیم اول نیاز به اینه که یک تصویر رو در فتوشاپ باز کنیم مهم نیست که چه تصویری باشه فقط کافیه  ابعادش شبیه به همین عکس ما باشه

 

 

بسیار خوب در قسمت بعدی میخواهیم که لبه های عکس رو کمی ملایم تر کنیم برای این کار میریم سراغ  پالت لایه ها در فتوشاپ  وبا دابل کلیک روی عکس اونو تبدیل به لایه میکنیم و با گرفتن کلید کنترل و نگه داشتن این کلید  توسط ماوس روی عکس لایه کلیک میکنیم

 

Image-2-in-Document1

 

با این کار تمام فضای عکس انتخاب میشه و شبیه  زدن کلید کنترل بعلاه حرف A عمل میشه

 

بعد از این کار به منوی SELECT  میرویم و روی گزینه MODIFY و سپس گزینه SMOOTH کلیک میکنیم

 

Image-3-in-Document1

 

با این کار این پنجره رو باید ببینیم

 

Image-4-in-Document1

 

من نسبت به مقداری که می خواهم لبه ها گرد بشن عدد رو تغییر میدهم وشما هم به دلخواه خودتون این عدد رو تغییر بدین تا ببینین نتیجه چی میشه خوب حالا باید لبه های عکس بدین صورت گرد شده باشن

 

Image-5-in-Document1

 

بعد از این کار منطقه انتخابی رو بر عکس میکنیم برای این کار همزمان کلیدهای شیفت و کنترل رو میگیرم و حرف  I) آی) رو بدون رها کردن کلیدهای اول فشار میدهیم میبینیم که منطقه انتخابی اینورس (معکوس) میشه حالا کلید DELETE از صفحه کلید رو یک بار بزنید و میبینین که لبه ها پاک شده است

 

Image-6-in-Document1

 

خوب حالا رسیدیم به مرحله ای که یک کپی از کل عکسمون لازم داریم برای این کار روی کلید کنترل و حرف J از صفحه کلید میزنیم و  در پالت لایه ها باید دو تا لایه ایجاد شده باشه مثل شکل

 

Image-7-in-Document1

 

خوب اینجا یک لایه نقش انعکاس لایه اول رو بازی میکنه بدین صورت که روی لایه زیرین کلیک میکنیم و اونو به سمت پائین حرکت میدیم تا کاملا بیاد پائین

 

Image-8-in-Document1

 

البته میبینیم که قسمتی که رفته پائین دیده نمیشه خوب حالا رسیدیم به قسمتی که فضای کار رو کمی بزرگ تر کنیم برای این کار شما این مسیر رو در عکس طی کنید

 

Image-9-in-Document1

 

یعنی روی منوی IMAGE و سپس REVEAL ALL  رو بزنین البته قبل یادمون باشه که دو تا لایه رو در پالت لایه ها با گرفتن کلید کنترل و کلیک انتخاب کرده باشیم بدین صورت

 

Image-10-in-Document1

 

این کار باعث میشه محیط کارمون به دو برابر فعلی افزایش پیدا کنه یعنی اندازه ای که لایه زیرین رو به سمت پائین کشیدیم

 

مثل عکس ذیل

 

Image-11-in-Document1

 

خوب حالا باید یه کم رو عکس پائینی کار کنیم و این کار رو با معکوس کردن اون به صورت عمودی انجام میدیم پس به این مسیر میریم

 

Image-12-in-Document1

 

خوب حالا با زدین روی FLIP VERTICAL  باید عکسمون اینطوری شده باشه

 

Image-13-in-Document1

 

خوب این مرحله میرسیم به کم کردن OPACITY تصویر ما بر اساس عکسی که داریم این مقدار رو روی  عدد ۳۰ قرار

 

دادیم

 

Image-14-in-Document1

 

وباید این طوری تصویر رو ببینیم البته برای دید بهتر اگه یک لایه سفید زیر همه لایه ها باشه بهتر میتونیم تصویر رو ببینیم مثل عکس ذیل

 

Image-15-in-Document1

 

خوب اگه تا الان دقیقا مثل ما پیش رفتین باید تصویرتون شباهت به تصویر ما داشته باشه

 

بعد از این مرحله میریم سراغ  محو کردن قسمتی از عکس پائین و برای این کار ابزار

 

Image-16-in-Document1

 

RECTANGULAR MARQUEE TOOL

 

رو با زدن کلید M انتخاب میکنیم و حالا باید یک کم ابعاد عکسمون رو از پهلو هم افزایش بدیم برای این کار روی  نوار بالای عکس کایک میکنیم و این گزینه رو  روش کلیک میکنیم

 

Image-17-in-Document1

 

یعنی CANVAS SIZE

 

حالا عددی جدید رو اونجا بر اساس طول وعرض عکس میزنیم

 

Image-18-in-Document1

 

در این مرحله از دو طرف عکسمون باید اینطوری فضا خالی بشه

 

Image-19-in-Document1

 

قسمت خالی رو با انتخاب لایه پائینی و زدن کلید کنترل و بک اسپیس به رنگ سفید در میاریم دقت کنید که رنگهای پالت رنگ بدین  صورت باشه

 

Image-20-in-Document1

 

خوب حالا رنگ سفید در لایه زیرین فیل شده یعنی تمام رنگ تو لایه پخش شده

 

Image-21-in-Document1

 

مثل عکس بالا

 

حالا ابزاری که قبلا گفتم یعنی

 

RECTANGULAR MARQUEE TOOL

 

Image-22-in-Document1

 

رو انتخاب میکنیم و در آپشن بار بالا feather  رو روی  عدد دلخواهمون که ما ۸۰ در نظر گرفتیم قرار میدیم

 

دقت کنین این عدد رو بر اساس رزولوشن تصویر میتونین کم و زیاد کنین

 

Image-23-in-Document1

 

خوب با ابزار میریم اینطوری لایه  عکس زیرین رو انتخاب میکنیم

 

Image-24-in-Document1

 

بعد از این کار چند بار روی کلید DELETE میزنیم تا تصویر زیرین شبیه به این بشه

 

Image-25-in-Document1

 

خوب شد حالا که به اینجا رسیدم ۸۰ درصد کار انجام شده و برای رفتن به مرحله بعد از ابزار سایه برای طبیعی تر شدن کار استفاده میکنیم برای این کار روی لایه بالایی در سمت راستش دابل کلیک می کنیم تا وارد تنظیمات  LAYER STYLE میشویم

 

Image-26-in-Document1

 

و در قسمت DROP SHADOW  اعداد رو دلخواه تنظیم میکنیم تا یه سایه پشت عکس با لبه های محو تشکیل بشه

 

با زدن رو کلید ok کار رو تایید میکنیم و حالا وقت جدا سازی این استایل از عکسه که برای این کار روی عکس راست کلیک میکنیم و گزینه  CREATE LAYER رو میزنیم مثل عکس ذیل  قسمت راست و باید نتیجه مثل  سمت چپ عکس بشه

 

Image-27-in-Document1

 

خوب حالا باید لایه مشکی رو به عنوان سایه تغییر شکل بدیم برای این کار میریم به منوی  ادیت مثل شکل ذیل

 

Image-28-in-Document1

 

و شبیه عکس ذیل سایه رو به این شکل تغییر فرم میدیم

 

Image-29-in-Document1

 

حالا کمی لایه ها رو بالا و پائین میبرین و تنظیم میکنیم و سپس با پا ک کن کمی  قسمت انتهایی سایه رو هم پاک میکنیم  تا کار طبیعی تر بشه

 

خوب خسته نباشین کار به اتمام رسیده از این تکنیک میتونین در تهیه آلبومهای عکس که حالتی سه بعدی داره و یا تهیه عکس برای وب سایت با حالتی سه بعدی استفاده کنین

 

Image-30-in-Document1

 

ادامه نوشته

عکس بازیگران زن ایرانی

agz1smnsdmv866ikl.jpg

مهراوه شریفی نیا

zrnfvogif2bbqumimk.jpg

نیوشا ضیغمی

c0njy5czydnmpzqmt47.jpg

سپیده خداوردی

yw8xrhlkmzjfvokr3ty9.jpg

صدف طاهریان

yer2z6a5hpox4jpoplxf.jpeg

پریناز ایزدیار

dwlg2b4s38l04qmio2q.jpg

مریم معصومی

kq8xpz77gt34ioco7itp.jpg

لیلا اوتادی

wpcxiysz2p1tp5pag.jpg

فریبا نادری

0s0mi0xnk293g8e4soec.jpg

رز رضوی

5w0llk7gh37hivyv2no.jpg

فاطیما بهارمست

jjkh1wzsrrmsn12e2ga.jpg

حدیثه تهرانی

4qx6ged2k019v61pgb.jpg

بهاره افشاری

73iinepk3x7lp93z9pd3.jpg

شیلا خداداد

lojmtm9a4a0dcttzs0j.jpg

عسل بدیعی(خدا بیامرزتش)

1gokhior9geuqdxxq3rk.jpg

مهسا کامیابی

jz6nfgza8nz6kgon2sy.jpg

متین سادات ستوده

elyl5gw8uw21ltc5dahd.jpg

نفیسه روشن

lwkbt0bji29dmtsqnzvs.jpg

آیدا فقیه زاده

عکس های زیبا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد